<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت اطلاعات</title>
    <link>https://www.aimj.ir/</link>
    <description>مدیریت اطلاعات</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 27 Jan 2023 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 27 Jan 2023 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارائه یک روش انتخاب ویژگی مبتنی بر خوشه‌بندی در مساله تشخیص هرزنامه</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_165845.html</link>
      <description>یکی از راه‌های تشخیص هرزنامه دسته‌بندی ایمیل‌ها به دو دسته هرزنامه و غیر هرزنامه است. کارایی بالای روش‌های یادگیری ماشین در مسائل گوناگون باعث توسعه وسیع آن‌ها در دسته‌بندی متون گردیده است. مکانیزم دسته‌بندهای مبتنی بر یادگیری ماشین که بر اساس محتوای ایمیل‌ها اقدام به دسته‌بندی آن‌ها می‌نمایند با استفاده از بردار ویژگی صورت می‌گیرد که به دلیل حجم بالای ایمیل‌ها به کار بردن یک الگوریتم کاهش ویژگی کارا نقش مهمی دارد. برخلاف روش‌های پیشین که فقط ویژگی‌های برتر را انتخاب و مابقی ویژگی‌های انتخاب نشده را نادیده می‌گیرند، در روش پیشنهادی در این مقاله سعی شده است از ویژگی‌های انتخاب نشده نیز استفاده گردد. روش کار بدین صورت است که پس از اعمال یک انتخاب ویژگی اولیه، ویژگی‌های انتخاب نشده مرحله اول را خوشه‌بندی و هر خوشه را به یک ویژگی جدید نگاشت می‌نماید و بردار ویژگی نهایی شامل ویژگی‌های انتخاب شده و ویژگی‌های نگاشت شده از هر خوشه خواهد بود. در تحقیق حاضر با اعمال دو روش انتخاب ویژگی اولیه و همچنین دو تابع نگاشت ویژگی‌های خوشه، جمعاً چهار روش ارائه گردید و نتایج با استفاده از دو پایگاه داده PU2 و PU3 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه‌وتحلیل صورت گرفته نشان داد که روش مبتنی بر انتخاب ویژگی اولیه DF و تابع نگاشت پیشرفته دارای بالاترین کارایی در بین کلیه روش‌های پیشنهادی است. همچنین روش‌های پیشنهادی نسبت به انتخاب ویژگی اولیه (بدون خوشه‌بندی) دارای کارایی بهتری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رسوخ فناوری اطلاعات: مرور نظام‌مند ادبیات</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_166222.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp; رسوخ فناوری اطلاعات به‌عنوان آخرین مرحله از اجرا و پیاده‌سازی فناوری اطلاعات شناخته شده و عبارت است از: استقرار عمیق و جامع فناوری اطلاعات در سیستم‌های کاری فرد یا سازمان که فراتر از پذیرش اولیه است و در مرحله پس از اجرا انجام می‌شود. مرحله ششم یعنی رسوخ، یکی از جوانبی است که پس از اتخاذ و به‌کارگیری یک نوآوری فناورانه، کمترین مطالعه درباره آن صورت گرفته است. این مقاله با هدف مرور نظام‌مند ادبیات رسوخ فناوری اطلاعات بین سال‌های 1985 تا 2022 به رشته تحریر درآمده است. مرور نظام‌مند ادبیات رسوخ فناوری اطلاعات شامل تولیدات علمی کشورها، توزیع مقالات بر اساس سال انتشار، نشریه، پدیدآورندگان، میزان استناددهی به نشریه و محقق و از منظر روش‌شناسی طبقه‌بندی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که رسوخ فناوری اطلاعات همچنان یکی از ابعادی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است و پژوهشگران می‌توانند از رویکردهای نظری و روش‌شناختی مختلف برای بررسی رسوخ فناوری اطلاعات و پوشش خلاء تحقیقاتی استفاده بیشتری کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه استراتژی شبکه سلامت تلویزیون و سازمان بهداشت جهانی در افزایش سواد سلامت.</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_201675.html</link>
      <description>این پژوهش به صورت میان رشته ای با هدف دستیابی به مضامین سواد سلامت در برنامه های تلویزیون و نقاط اشتراک و افتراق بین عملکرد سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و تعریف کارشناسان سازمان بهداشت جهانی از مفهوم سواد سلامت به روش آمیخته در دو بخش کمی و کیفی( تحلیل مضمون) انجام پذیرفته است. داده های حاصل از مشاهده با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای در جامعه آماری برنامه های سلامت تلویزیون به شیوه استدلال استقرایی انجام شده است. در بخش کمی بهره مندی از آزمون فریدمن و تی وابسته موجب شناسایی اولویت بعد جسمانی سلامت در پاسخ به فرضیه گردید. در بخش کیفی ( تحلیل مضمون) به روش آترید استرلینگ داده ها کد گذاری شده و از مضامین پایه و سازمان دهنده، به مضامین کلی و شبکه روابط مضامین دست یافتیم. علاوه بر آن نتایج حاصل از تطبیق برنامه ها با تعاریف کارشناسان جهانی منتج به نقاط مشترک و کاستی های برنامه ها گردید. از نقاط مشترک می توان به مراقبت های پزشکی براساس توصیه های پزشکان و پرستاران جهت بهبود و درمان و استفاده از اطلاعات و مفاهیم بهداشتی جهت کاهش خطرات و پیشگیری از بیماری ها و ارائه مفاهیم اشاره کرد. غالب برنامه های پیشگیری از بیماریها به بخش بیماری های غیر قابل سرایت اختصاص داده شده اند. از کاستی های برنامه ها می توان عدم توجه به تقویت شهروندی فعال و شناخت حقوق افراد به عنوان بیمار و عدم توجه درآگاه سازی و جهت یابی به عنوان مصرف کننده محصولات بهداشتی و دستیابی به ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی برای بهبود سلامت را در برنامه های سیمای ملی نام برد.توجه به شاخص های سلامت در برنامه ها و مقایسه با نظریات کارشناسان سازمان بهداشت جهانی جهت رفع کاستی ها از نوآوری های پژوهش بوده اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل اعتمادآفرینی ناب دولت الکترونیک؛ بررسی تجربی در تهران</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_232813.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل اعتمادآفرینی و بررسی اثر میزان اعتمادآفرینی در کارکرد دولت الکترونیک در تهران اجرا شده و به تبیین شاخص مؤثر بر ابعاد اعتمادآفرینی پرداخته است. همچنین راه&amp;amp;rlm;کارهایی در جهت تعالی و بالارفتن مشارکت سراسری شهروندان و اعتمادآفرینی ناب در دولت الکترونیک در تهران ارائه‌ شده است این پژوهش به‌روش توصیفی ـ هم&amp;amp;rlm;بستگی انجام شده است. برای گردآوری داده‌های موردنیاز پژوهش، از سه پرسش&amp;amp;rlm;نامه استفاده شده است: پرسش&amp;amp;rlm;نامۀ استاندارد دنگ جهت کارکرد دولت الکترونیک؛ پرسش&amp;amp;rlm;نامۀ محقق ساخته برگرفته از بلنگر و کارتر و پرسش&amp;amp;rlm;نامۀ مورگسن برای اعتمادآفرینی. پرسش&amp;amp;rlm;نامۀ پژوهش مشتمل بر 32 سؤال بوده است. گویه&amp;amp;rlm;های پرسش&amp;amp;rlm;نامه، در سه بُعد متغیر مستقل، شامل اعتمادسازی دولت‌ها، اعتماد الکترونیکی و اعتمادپذیری شهروندان و یک بُعد متغیر وابسته دولت الکترونیک تدوین‌شده است. حجم نمونه با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای با تخصیص متناسب 388 نفر و سن بالای 18 سال تعیین شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای آموس و اس&amp;amp;rlm;پی&amp;amp;rlm;اس&amp;amp;rlm;اس انجام گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که سه بُعد اعتمادسازی دولت‌ها، اعتماد الکترونیکی و اعتمادپذیری شهروندان، بر کارکرد دولت الکترونیک، به‌صورت مثبت و معناداری اثرگذارند. مؤلفه‌های برازش مدل ارائه‌شده، یعنی ریشه خطای برآورد (41/0)، برازش مطلق (645/0)، برازش تطبیقی (969/0) و نیکویی برازش (900/0)، مدل را تأیید کرده است و نشان می‌دهد که مدل پژوهش قادر است متغیرهای اصلی پژوهش را اندازه‌گیری کند. نوآوری اصلی این پژوهش، طراحی یک مدل مفهومی جدید برای اعتمادآفرینی در دولت الکترونیک است. برای اعتمادآفرینی در دولت الکترونیک، بیشترین تمرکز بایستی در زمینۀ اعتمادسازی دولت‌ها و پس از آن، در اعتماد الکترونیکی صورت گیرد. با توجه به اینکه هر یک از بُعدهای پژوهش شاخص‌هایی دارد با فراهم‌سازی زمینه‌های اصلاح در جهت رشد و تعالی این شاخص‌ها، شرایط افزایش اعتمادآفرینی ناب در دولت الکترونیک فراهم خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی مفهومی هویت دیجیتال مبتنی بر بلاکچین در کسب‌وکارهای بین‌المللی</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_232814.html</link>
      <description>با توجه به چالش‌‌های امنیتی و ناکارآمدی در نظام‌های سنتی احراز هویت در تجارت بین‌الملل، این پژوهش با هدف طراحی الگوی مفهومی هویت دیجیتال مبتنی بر بلاکچین در کسب‌وکارهای بین‌المللی انجام شده‌ است. پژوهش حاضر از نوع کیفی است. داده‌ها از طریق مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته با ۱۲ متخصص در حوزه‌های بلاکچین و تجارت بین‌الملل گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرم‌افزار مکس‌کیودا تحلیل شده‌ است. یافته‌ها حاکی از آن است که کاربرد بلاکچین در هویت دیجیتال، می‌تواند از طریق مضامینی همچون &amp;amp;laquo;تنظیمگری هوشمند و داده‌محور&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حاکمیت فردی بر هویت دیجیتال&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;استقلال در مدیریت هویت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کارآمدسازی فرایندها و تسهیل صادرات&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;یکپارچگی سامانه‌ها و زیرساخت‌ها&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اعتمادسازی و شفافیت تجاری&amp;amp;raquo; به تحول در فرایندهای هویتی و تعاملات بین‌المللی کمک کند. الگوی مفهومی حاصل، راه&amp;amp;rlm;کاری نوآورانه برای مدیریت غیرمتمرکز و امن هویت دیجیتال ارائه می‌دهد و بستر مناسبی برای سیاست‌گذاری‌های فناورانه، طراحی زیرساخت‌های فرامرزی و توسعۀ سامانه‌های تجارت الکترونیک فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نوآوری‌‌ها در مدیریت کیفیت داده‌‌ها در صنعت نفت‌وگاز</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_232815.html</link>
      <description>تجزیه&amp;amp;rlm;وتحلیل داده‌ها، خدمات گسترده‌ای را برای کمک به بخش نفت&amp;amp;rlm;وگاز در ایجاد فرایندهای قابل اعتماد و مطمئن ارائه می‌دهد و اطلاعات و داده‌های به‌دست‌آمده از این فرایند، ستون فقرات عملیات و تصمیمات تجاری مدرن را تشکیل می‌دهند. مدیریت کیفیت داده‌ها در صنعت نفت&amp;amp;rlm;وگاز برای تضمین کارایی عملیاتی، ایمنی و رعایت مقررات بسیار مهم است. در صنعتی که به پیچیدگی و اندازۀ خود معروف است، داشتن داده‌های بسیار باکیفیت برای کاهش خطرها، به حداکثر رساندن بهره‌وری و تصمیم‌گیری‌های آگاهانه بسیار مهم است. تجزیه‌وتحلیل کلان&amp;amp;rlm;داده، یادگیری ماشین، اینترنت اشیا و بلاکچین، برای غلبه بر چالش‌های کیفیت داده‌ها، نقش مهمی دارند و این تحقیق، به بررسی تأثیر این نوع فناوری‌های نوآورانه بر مدیریت کیفیت داده‌ها می‌پردازد. بدین منظور نمونه‌ای از 319 شرکت فعال در حوزۀ صنعت نفت&amp;amp;rlm;وگاز انتخاب و مدل نظری با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی روی این نمونه آزمایش شد. نتایج نشان می‌دهد که تجزیه‌وتحلیل کلان&amp;amp;rlm;داده، یادگیری ماشین، اینترنت اشیا و بلاکچین بر مدیریت کیفیت داده‌ها در صنعت نفت‌وگاز تأثیر مثبت و معناداری دارد. این اثر با ارائۀ تحلیلی جامع از استراتژی‌های فعلی و جهت‌گیری‌های آینده، به گفتمان جاری در خصوص مدیریت کیفیت داده‌ها کمک می‌کند و پایداری و رقابت‌پذیری شرکت‌های نفت&amp;amp;rlm;وگاز را در محیطی مبتنی بر داده تضمین می‌کند</description>
    </item>
    <item>
      <title>استانداردسازی ثبت اسامی کوی و برزن شهر تهران، به‌منظور سازمان&amp;rlm;دهی اطلاعات مکانی</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_232817.html</link>
      <description>هدف پژوهش، استانداردسازی ثبت اسامی کوی و برزن شهر تهران، به&amp;amp;rlm;منظور سازمان&amp;amp;rlm;دهی اطلاعات مکانی است. روش پژوهش در این مطالعه، به‌منظور شناسایی و تحلیل ناهمگونی‌ها و تشتت‌های ثبت اسامی کوی و برزن شهر تهران، به‌شیوة کیفی طراحی شده است. این روش شامل گردآوری داده‌ها به‌صورت میدانی و استفاده از ابزارهای دیداری و نیز ثبت نگارشی است. جامعۀ آماری عبارت است از: 7 منطقه شهر تهران. نمونه‌گیری بر اساس جدول مورگان و کرجسی و کمیت داده‌های گردآوری‌شده 384 مورد بوده است که این تعداد به‌طور شایان توجهی، نمایانگر وضعیت ثبت اسامی در تهران است. گردآوری داده‌ها به‌روش خوشه‌ای چند مرحله‌ای انجام شده است. در این روش، از چند منطقۀ مختلف شهر تهران و از هر منطقه، چند محله انتخاب و سپس داده‌ها گردآوری شده است. این رویکرد امکان تهیة نمونه‌ای متنوع و منطبق بر جامعة آماری از وضعیت ثبت اسامی در مناطق مختلف تهران را در پی داشته است. پس از خوشه‌بندی داده‌ها، اطلاعات به‌صورت غیرتصادفی و هدفمند برای مطالعه استخراج شده است. داده‌های گردآوری‌شده از منطقۀ 6 حدود 50 درصد و 50 درصد باقی‌مانده، مربوط به مناطق 1، 2، 3، 7، 11 و 12 بوده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که تابلوهای کوی و برزن شهرها به خط فارسی نوشته می‌شود و شکل لاتین آن‌ها نیز روی تابلو درج می‌شود. قدمت این کار به 150 سال قبل بازمی‌گردد. از آن زمان تاکنون، ناهمگونی در نحوۀ ثبت معادل‌های لاتین این اسامی وجود داشته است. این ناهمگونی‌ها، به‌دلایلی نظیر عدم سیاست واحد در ثبت اسانی به خط لاتین و نداشتن سیاست نظری مشخص و نامشخص بودن علائم لاتین برای حروف فارسی است. تشتت ثبت اسامی به‌گونه‌ای است که ثبت لاتین آن‌ها از منطقه‌ای به منطقۀ دیگر و از کوچه‌ای به کوچۀ دیگر تفاوت می‌کند و حتی گاهی معادل لاتین یک اسم واحد در یک تابلو واحد، به دو شکل در دوسوی آن نوشته شده است. تابلوهایی نیز وجود دارد که در یک روی تابلو و در معادل لاتین آن تناقض مشاهده می‌شود. در این طرح انواع تشتت در شیوۀ ثبت اسامی لاتین کوی و برزن شهر تهران از 8 منطقه و چندین محله در هر منطقه و از میان 384 مثال و داده و مطابق جدول مورگان و کریسی استخراج و سپس راه&amp;amp;rlm;کارهایی برای یک‌دست کردن آن‌ها ارائه شده است. بدیهی است نتایج این طرح به شهر تهران محدود نمی‌شود و به کار همگون کردن تابلوهای کوی و برزن دیگر شهرهای ایران نیز می‌آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعة یک مدل مفهومی برای سیاست‌‌گذاری حمایت‌‌های دولتی از صنعت نشر ایران</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_232819.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف اصلی توسعۀ مدلی جامع برای سیاست‌گذاری حمایت‌های دولتی از صنعت نشر در ایران انجام گرفته است. این مطالعه به&amp;amp;rlm;دنبال کشف و تبیین ابعاد، مؤلفه‌ها و روابط درونی پدیدۀ سیاست‌گذاری حمایت دولتی در بستر بومی صنعت نشر ایران بود تا چارچوبی نظری و کاربردی برای سیاست‌گذاران و ذی&amp;amp;rlm;نفعان این حوزه فراهم آورد. رویکرد انتخاب&amp;amp;rlm;شده برای پاسخ به پرسش‌های پژوهش، کیفی بود و با استفاده از روش نظریۀ زمینه‌ای یا داده‌بنیاد، از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته با 15 نفر از خبرگان و کنشگران کلیدی صنعت نشر ایران، داده‌های غنی جمع‌آوری شد. تحلیل این مصاحبه‌ها از طریق کدگذاری&amp;amp;rlm;های باز، محوری و انتخابی، به کشف مفاهیم، مقوله‌ها و ابعاد کلیدی منجر شد که مدل مفهومی پژوهش را شکل دادند. افزون&amp;amp;rlm;براین، برای تحلیل ابعاد کلیدی، از اجزای مدل پارادایمی، یعنی پدیده، شرایط علّی، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها بهره‌ برده شد. نتیجة فرایند کدگذاری باز، شناسایی و استخراج ۶۸۰ کد/مفهوم اولیه بود. نتایج کدگذاری محوری، به سازمان&amp;amp;rlm;دهی مفاهیم اولیه در شش بُعد اصلی مدل پارادایمی انجامید که در مجموع 166 مفهوم گسترده‌تر را پوشش می‌دهد. ابعاد این مدل عبارت‌اند از: پدیده (۲۹ مفهوم)؛ شرایط علی (۳۲ مفهوم)؛ شرایط زمینه‌ای (۳۰ مفهوم)؛ شرایط مداخله‌گر (۱۶ مفهوم)؛ راهبردها (۳۶ مفهوم) و پیامدها (۲۳ مفهوم). در گام سوم و نهایی کدگذاری، یعنی کدگذاری انتخابی، ۱۶۶ مفهوم محوری در ۲۰ دسته‌بندی وسیع‌تر و انتزاعی‌تر سازمان&amp;amp;rlm;دهی شدند. سیاست‌گذاری حمایت دولت از صنعت نشر در ایران، همواره یک چالش بوده و تاکنون در پژوهش‌های دانشگاهی، به‌شکل جامع به آن توجه نشده است. پژوهش حاضر با نگاهی فراگیر، به&amp;amp;rlm;دنبال توسعة مدل نظری این نوع سیاست‌گذاری است. پژوهش حاضر یک مدل جامع و بومی برای سیاست‌گذاری حمایت‌های دولتی از صنعت نشر ایران توسعه داد و آن را اعتبارسنجی کرد. این مدل، بینش‌هایی نظری فراهم می‌کند و می‌تواند به‌عنوان یک ابزار راهبردی برای سیاست‌گذاران، در تدوین و اجرای برنامه‌های حمایتی هدفمند و اثربخش مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربردهای هوش مصنوعی در آرشیوهای الکترونیکی: مروری نظام‌مند</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_233715.html</link>
      <description>امروزه به‌کارگیری هوش مصنوعی در آرشیوهای الکترونیکی، نوعی ضرورت محسوب می‌شود، نه فقط گزینۀ اختیاری. با رشد فزایندۀ داده‌ها، پیچیدگی اسناد دیجیتال و نیاز به دسترسی سریع و دقیق به اطلاعات، هوش مصنوعی می‌تواند در بهینه سازی، نگهداری و بهره‌برداری از آرشیوهای الکترونیکی نقش کلیدی ایفا کند. هوش مصنوعی به‌طور فزاینده‌ای در مدیریت آرشیوهای الکترونیکی ادغام شده است و مزایای متعددی را ارائه می‌دهد. این پژوهش به‌منظور شناسایی و معرفی کلیدی‌ترین کاربردهای هوش مصنوعی در آرشیوهای الکترونیکی اجرا شده است. برای دستیابی به هدف پژوهش، از فرایندی که در دست‌نامۀ کوکران برای مرور نظام‌مند آمده است، استفاده شد. در ابتدا، 160 اثر مرتبط با موضوع هوش مصنوعی و آرشیوهای الکترونیکی، در پایگاه‌های اطلاعاتی شناسایی شد. پس از حذف آثار تکراری، 149 اثر یکتا باقی ماند؛ سپس، عنوان و چکیدۀ مقاله‌ها بررسی شد و مقاله‌هایی که با هدف پژوهش، یعنی &amp;amp;laquo;بررسی کاربرد هوش مصنوعی در آرشیوهای الکترونیکی&amp;amp;raquo; مرتبط نبود، حذف شد. در این مرحله، 120 اثر از پایگاه‌ها انتخاب شد. بعد از این مرحله، تمام متن اثرهای انتخاب شده، مطالعه شد. برای کاهش سوگیری، دو پژوهشگر، به‌طور جداگانه کیفیت مقاله‌ها را ارزیابی کردند؛ بدین ترتیب، مقاله‌هایی که کیفیت ضعیفی داشتند، حذف شدند. در پایان، 30 اثر برای نمونه و بررسی انتخاب شد. سپس این آثار مطالعه و کلیدی‌ترین کاربردهای هوش مصنوعی در آرشیوهای الکترونیکی، از متن آن‌ها استخراج شد. مرور مقاله‌های گردآوری شده نشان داد که ابزارها و فناوری‌های هوش مصنوعی، در شش حوزه از آرشیوهای الکترونیکی کاربرد دارند که عبارت‌اند از: کاوش و پایش اطلاعات، توصیف منبع و تولید فراداده، خدمات مرجع و پژوهشی، ذخیره‌سازی و مدیریت رکوردهای دیجیتال، امنیت و حفاظت از داده‌ها و بهبود کارایی و تجربه کاربری. با این حال، دسترسی به مطالب آرشیو دیجیتال، به‌دلایل زیادی مانند حریم خصوصی، حفاظت از داده‌ها، حساسیت، امنیت ملی و حق چاپ بسیار پیچیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر اشتراک‌‌گذاری دانش در رابطه بین هوش مصنوعی و کیفیت خدمات کارکنان</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_233716.html</link>
      <description>هدف از اجرای این پژوهش، بررسی تأثیر اشتراک‌گذاری دانش در رابطۀ بین هوش مصنوعی و کیفیت خدمات کارکنان در بین کتابداران کتابخانه‌های دانشگاه‌های علوم پزشکی شهر تهران است. روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی و براساس هدف، کاربردی است. جامعۀ آماری پژوهش، کتابداران شاغل در کتابخانه‌های دانشگاه‌های علوم پزشکی شهر تهران بود که این افراد در مجموع 214 نفر بودند. با استفاده از فرمول کوکران و در نظر گرفتن پارامترهای آماری استاندارد، حجم نمونه پژوهش 137 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش‌نامه بود. برای سنجش هوش مصنوعی، از پرسش‌نامه چن و همکاران (۲۰۲۲) مشتمل بر ۲۲ گویه استفاده شد. دلیل انتخاب این ابزار، انسجام، اختصار و پوشش گستردۀ ابعاد مختلف هوش مصنوعی بود. برای اندازه‌گیری اشتراک‌گذاری دانش، از پرسش‌نامۀ داماج و همکاران (۲۰۱۶) با ۱۲ گویه و برای ارزیابی کیفیت خدمات از پرسش‌نامه، پاراسورامان و همکاران (۱۹۸۵) با ۲۲ گویه بهره گرفته شد. پایایی پرسش‌نامه، از طریق آزمون آلفای کرونباخ و روایی آن، از طریق روایی همگرا و روایی واگرا تأیید شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استباطی و روش مد‌ل‌سازی معادلات ساختاری با اسمارت پی‌ال‌اس انجام شد. یافته‌ها نشان داد که هوش مصنوعی بر کیفیت خدمات کارکنان بر اشتراک‌گذاری دانش تأثیر مثبت دارد. اشتراک‌‌گذاری دانش، بر کیفیت خدمات کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد. اشتراک‌گذاری دانش به‌عنوان یک میانجی کامل در رابطۀ بین هوش مصنوعی و کیفیت خدمات کارکنان عمل می‌کند. پژوهش حاضر از جنبۀ نظری به توسعۀ ادبیات حوزۀ هوش مصنوعی و مدیریت دانش کمک می‌کند و نشان می‌دهد که میانجیگری دانش، می‌تواند شکاف میان فناوری و کیفیت خدمات انسانی را پر کند. یافته‌های این مطالعات، وجود شکاف‌های پژوهشی در درک رابطه بین هوش مصنوعی و کیفیت خدمات را برجسته می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش سیستم‌‌های اطلاعاتی حسابداری و نوآوری دیجیتال بر رابطه فناوری دیجیتال و عملکرد استراتژیک شرکت‌‌های الکترونیکی</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_235310.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی سیستم‌های اطلاعات حسابداری در رابطۀ بین فناوری دیجیتال و عملکرد استراتژیک و نقش تعدیلگر نوآوری دیجیتال در شرکت‌های الکترونیکی انجام شد. اهمیت موضوع از آنجا ناشی می‌شود که سازمان‌ها در عصر تحول دیجیتال، برای دستیابی به عملکرد استراتژیک پایدار، به استفاده از فناوری‌های نوین و یکپارچه‌سازی آن‌ها با نظام‌های اطلاعاتی و فرایندهای نوآورانه نیازمندند. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوۀ اجرا، توصیفی ـ تحلیلی و پیمایشی است. داده‌های مورد نیاز با استفاده از پرسش‌نامۀ استاندارد، شامل چهار سازۀ اصلی گردآوری شد. جامعۀ آماری پژوهش شرکت‌های فعال در حوزۀ الکترونیک و صنایع مشابه پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بود. برای تحلیل داده‌ها، از مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد. یافته‌های تحقیق نشان داد که فناوری دیجیتال، به‌طور مستقیم &amp;amp;nbsp;بر عملکرد استراتژیک تأثیر معناداری ندارد و نقش آن بیشتر در قالب یک عامل توانمندساز و غیرمستقیم آشکار می‌شود. در مقابل، سیستم‌های اطلاعات حسابداری، به‌عنوان متغیر میانجی، در انتقال اثر فناوری دیجیتال بر عملکرد استراتژیک نقش مؤثری داشتند و این رابطه را به‌شکل معناداری تقویت کردند. همچنین نتایج نشان داد که نوآوری دیجیتال، در جامعۀ آماری تحقیق، در این رابطه نقش تعدیلگر محسوسی ندارد، هرچند می‌تواند به‌عنوان مسیر مستقل برای ارتقای عملکرد استراتژیک عمل کند. در مجموع، نتایج پژوهش بیانگر آن است که سرمایه‌گذاری در فناوری دیجیتال، زمانی به بهبود عملکرد استراتژیک منجر می‌شود که با توسعۀ سیستم‌های اطلاعات حسابداری و به‌کارگیری نوآوری‌های دیجیتال در فرایندها و مدل‌های کسب‌وکار همراه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل ساختاری سرمایۀ فکری هوشمند در دانشگاه‌های علوم پزشکی</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_235497.html</link>
      <description>امروزه با در نظرگرفتن شرایط پویا و پیچیدة فراروی سازمان‌ها، سرمایۀ فکری به دارایی مهمی برای سازمان‌ها بدل شده است. هدف این پژوهش، طراحی مدل ساختاری سرمایۀ فکری هوشمند در دانشگاه‌های علوم پزشکی بود. این پژوهش به‌صورت توصیفی و آمیختۀ اکتشافی انجام شده است. در بخش کیفی، برای شناسایی مؤلفه‌ها با 10 خبره دانشگاهی حوزۀ مدیریت که به روش قضاوتی هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه شد. جامعۀ آماری بخش کمّی، مدیران (عالی، میانی، عملیاتی) واحد‌های دانشگاه علوم‌ پزشکی منطقۀ یک کشور بود. حجم نمونه از بین 140 مدیر شناسایی شده، بر اساس جدول کرجسی و مورگان، 103 نفر تعیین و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شد. یافته‌های بخش کیفی نشان می‌دهد که این مدل مشتمل است بر 22 مؤلفه در 5 بُعد (عوامل علی، زمینه‌ای، مداخله‌گر، راهبردها و اقدامات و پیامدها). همچنین یافته‌های بخش کمّی نشان می‌دهد که عوامل علّی به میزان 880/0 بر سرمایۀ فکری هوشمند تأثیر دارد و سرمایۀ فکری هوشمند، عوامل زمینه‌ای و مداخله‌گر به‌ترتیب، به میزان 371/0، 326/0 و 345/0 بر راهبردها و اقدام‌ها تأثیر دارند و راهبردها و اقدام‌ها نیز به میزان 563/0 بر پیامدها تأثیر می‌گذارند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
