<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت اطلاعات</title>
    <link>https://www.aimj.ir/</link>
    <description>مدیریت اطلاعات</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 23 Aug 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>جایگاه آموزش در سنجش توانمندی رفتار اطلاع‌یابی دانش‌آموزان برای بهره‌گیری از اطلاعات دیجیتال</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_246966.html</link>
      <description>هدف اصلی پژوهش شناسایی نقش آموزش بر توانمندی رفتار اطلاع‌یابی کودکان بازمانده از تحصیل در استفاده از کتابخانه‌های دیجیتال و پایگاه‌های اطلاعاتی است. در این مطالعه، روش پژوهش نیمه تجربی و نیز پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش عبارت است از 195 نفر دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل در دو مدرسه (مدرسه مشتاق در کرمان و مدرسه پسرانه ارسلان در رفسنجان) که به کودکان بازمانده از تحصیل خدمات آموزشی ارائه می‌دهند. ابزار گردآوری اطلاعات، سیاهه وارسی بود. یافته‌های حاصل از پژوهش نشان داد که، میزان دسترسی کودکان بازمانده از تحصیل به پایگاه‌های اطلاعاتی و کتابخانه‌های دیجیتال(پایگاه تبیان نت، کتابخانه دیجیتال کتابخانه ملی، کتابخانه دیجیتال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، و پایگاه اطلاعاتی خانه کتاب و ادبیات ایران) با میانگین 935/2 در سطح نسبتا مطلوب ارزیابی می‌شود. میزان رفتار کودکان بازمانده از تحصیل در زمینه استفاده از پایگاه‌های اطلاعاتی و کتابخانه‌های دیجیتال قبل از آموزش با میانگین 125/2 در سطح نامطلوب ارزیابی می‌شود. ولی میزان رفتار آنها در زمینه استفاده از پایگاه‌های اطلاعاتی و کتابخانه‌های دیجیتال بعد از آموزش با میانگین 45/2 درسطح نسبتا مطلوب قرار دارد. میزان میزان رفتار کودکان در زمینه استفاده از پایگاه های اطلاعاتی تمام متن در کتابخانه‌های دیجیتال با میانگین 38/2 در سطح نسبتا مطلوب ارزیابی می‌شود. نتایج پژوهش نشان داد که در درسنامه‌های مورد بررسی، به روش‌های جایابی، دستیابی و گزینش اطلاعات، جست‌وجوی کتابخانه‌ای و الکترونیکی بیشتر توجه شده است. ضرورت دارد تا دانش‌آموزان توانایی تشخیص منابع اطلاعاتی و معتبر را از منابع نادرست یاد بگیرند. همچنین توانایی جست‌وجوی اطلاعات شامل شناخت کلیدواژه‌ها، منطق بولی، فرمول‌بندی و کاربرد محدودسازی عبارت‌های جست‌وجو با انواع عملگرها نیز در قالب رفتار اطلاع‌یابی قابل ملاحظه است. آموزش درک بیان مساله، آموزش بهره گیری از پایگاه های اطلاعاتی، استفاده صحیح از فناوری‌های اطلاعاتی و محیط وب، از زمره پیشنهادهای پژوهش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگارش خلاصة همگان‌فهم برای پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها: پیمایش دیدگاه دانشجویان</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_246976.html</link>
      <description>خلاصة همگان‌فهم ابزاری برای انتقال اطلاعات به همگان است که با زبانی ساده نوشتارهای علمی و دانشگاهی را برای خوانندگان گوناگون فهمیدنی می‌کند. خلاصة همگان‌فهم می‌تواند برای همة کارهای علمی نگاشته شود. یکی از این گونه کارها، پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها (پارسا) هستند. نگارش خلاصة همگان‌فهم برای این کارها که در پایگاه اطلاعات علمی ایران (گنج) منتشر می‌شوند، می‌تواند به گسترش علم و دستاوردهای پژوهش در میان همگان در کشور کمک بسیاری کند. ولی اینک چنین خلاصه‌ای همراه با ثبت پارساها در &amp;amp;laquo;سامانة ملی ثبت پایان‌نامه، رساله و پیشنهاده&amp;amp;raquo; (سامانة ثبت) در پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) از کاربران دریافت نمی‌شود. از آنجایی که پژوهشگران نیز به عنوان کلیدی‌ترین کنشگران پژوهش در گسترش خلاصه‌های همگان‌فهم نقش دارند و بدون مشارکت آن‌ها، نمی‌توان انتظار داشت که نگارش این گونه خلاصه‌ها گسترش یابد، در این پژوهش، دیدگاه دانشجویانِ کاربر سامانة ثبت در زمینة نگارش این گونه خلاصه‌ها به دو زبان فارسی و انگلیسی با رویکرد کمی و روش پیمایش بررسی و راه&amp;amp;rlm;کارهایی برای بهبود سامانة ثبت و گنج پیشنهاد شدند. شمار نمونه 449 تَن با کاربرد نمونه‌گیری در دسترس بود و برای گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامة برخط به کار رفت. یافته‌ها نشان داد که 79/3 درصد از پاسخ‌گویان با افزودن خلاصۀ همگان‌فهم به زبان فارسی و 72 درصد با افزودن آن به زبان انگلیسی موافق یا بسیار موافق بودند. همچنین، دانشجویان دکتری تخصصی نسبت به دانشجویان کارشناسی ارشد، با بارگذاری این خلاصه به زبان انگلیسی موافقت بیشتری نشان دادند. دستاوردها می‌توانند گویای دل‌بستگی دانشجویان به علم باز باشند؛ به&amp;amp;rlm;گونه&amp;amp;rlm;ای که همگان آن را بفهمند و نیز گرایش آن‌ها برای حرکت به&amp;amp;rlm;سوی علم باز و شفافیت علم باشند. این رویکرد، نیاز به بهبود سامانة ثبت و گنج را برای پشتیبانی از خلاصه‌های همگان‌فهم و همچنین، نیاز به آموزش مهارت نگارش این خلاصه‌ها در پی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل استقرار نوآوری باز در صنعت کاشی و سرامیک</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_247000.html</link>
      <description>صنعت کاشی و سرامیک به‌عنوان یکی از صنایع راهبردی کشور با فضایی کاملاً رقابتی مواجه است و بهره‌گیری از دانش بیرونی از طریق استقرار نوآوری باز، راهکاری ضروری برای خلق تمایز رقابتی به‌شمار می‌رود. با این حال، فقدان مدلی جامع و بومی برای پیاده‌سازی نظام‌مند این رویکرد در صنعت مذکور محسوس است. هدف این پژوهش، ارائه مدلی برای استقرار نوآوری باز در صنعت کاشی و سرامیک استان یزد است. این مطالعه با رویکردی آمیخته در دو گام متوالی اجرا شد. در گام نخست، عوامل کلیدی مؤثر بر استقرار نوآوری باز از طریق مرور ادبیات شناسایی و با استفاده از نظرات خبرگان و مدل‌سازی ساختاری تفسیری، پالایش و روابط میان آن‌ها در قالب مدلی شش‌سطحی ساختاربندی شد. در گام دوم، مدل استخراج‌شده با بهره‌گیری از مدل‌سازی معادلات ساختاری و داده‌های حاصل از ۱۷۳ پرسشنامه تکمیل‌شده توسط مدیران و کارکنان صنعت، مورد برازش و آزمون کمّی قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد &amp;amp;laquo;فضای رقابتی&amp;amp;raquo; به‌عنوان متغیر زیربنایی در پایین‌ترین سطح مدل عمل کرده و از مسیر &amp;amp;laquo;حمایت مدیریت ارشد&amp;amp;raquo;، زنجیره نوآوری باز را فعال می‌سازد. در سطوح میانی، &amp;amp;laquo;برنامه‌ریزی استراتژیک&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;منابع مالی&amp;amp;raquo; به‌عنوان حلقه‌های واسط، تخصیص منابع را به سمت &amp;amp;laquo;آموزش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فرهنگ سازمانی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ساختار سازمانی&amp;amp;raquo; هدایت می‌کنند. در بالاترین سطح، &amp;amp;laquo;مشارکت کارکنان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کارکنان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تعامل با مشتریان&amp;amp;raquo; به‌عنوان نمودهای عینی استقرار نوآوری باز ظاهر می‌شوند. نتایج تحلیل مسیر با شاخص‌های برازش مطلوب، کلیه روابط مفروض در مدل را تأیید نمود؛ آموزش بیشترین تأثیر مستقیم را بر مشارکت کارکنان و ساختار سازمانی بیشترین اثر را بر تعامل با مشتریان نشان داد. مدل ارائه‌شده، چارچوبی نظام‌مند و دارای اعتبار تجربی برای به‌کارگیری نوآوری باز در صنعت کاشی و سرامیک فراهم می‌کند و مسیر اقدام را از فشار رقابتی بیرونی تا توانمندسازی کارکنان و تعامل با مشتریان ترسیم می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وضعیت دولت الکترونیک بر اساس مدل تغییر و رهنمودهای استقرار آن در بیمه سلامت</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_247052.html</link>
      <description>مفهوم دولت الکترونیک به معنای همه چیز از &amp;amp;laquo;خدمات دولتی برخط&amp;amp;raquo; تا &amp;amp;laquo;تبادل اطلاعات و خدمات به صورت الکترونیکی با شهروندان، مشاغل و سایر بازوهای دولت&amp;amp;raquo; به‌کار گرفته شده است. دولت الکترونیک به شهروندان، شرکت‌ها و سازمان‌ها این امکان را می‌دهد تا تعاملات خود را با دولت آسان‌تر و با هزینه کمتر انجام دهند. بیمه یکی از پدیده‌های ضروری جهان معاصر است که شرکت‌های بیمه‌ای با برنامه‌های خود به ارائه خدمات بیمه‌ای اقدام می‌کنند. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی استقرار دولت الکترونیک در سازمان‌های بیمه سلامت منطقه سه کشور بود. روش پژوهش پیمایشی و از نوع توصیفی است. جامعه آماری، اسناد و مدارک بیمه سلامت بود که تمامی اسناد و آیین‌نامه‌های مربوط به پیاده‌سازی دولت الکترونیک در سازمان بیمه سلامت ‌ایران محور مطالعه قرار گرفت. برای بررسی آمار و اطلاعات و گزارش‌های سازمان بیمه سلامت‌ ایران، به‌صورت هدفمند منطقه 3 انتخاب شد. برای گردآوری داده، متون و اسناد مورد بررسی قرار گرفت که شامل جست‌وجوی ‌اینترنتی و مطالعه کتابخانه‌ای نیز بود. همچنین از فرم‌های اطلاعاتی طراحی شده براساس نتایج مرور اسناد، اطلاعات جمع‌آوری شد. علاوه بر آن، از طریق دبیرخانه منطقه 3 داده‌ها و اطلاعات از دفاتر فناوری و ارزیابی عملکرد تهیه شد. در نهایت داده‌های آماری و اطلاعاتی با شاخص‌های توصیفی (مرکزی و پراکندگی) شامل فراوانی، میانگین و انحراف معیار در نرم‌افزار آماری اس‌پی‌اس‌اس مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌های حاصل از مطالعه نشان داد که در سطح قوانین و مقررات، جایگاه و الزامات کلی برای ‌ایجاد دولت الکترونیک وجود دارد. استقرار دولت الکترونیک از نظر نوع ارتباطات بیشتر بر اطلاع‌رسانی و ارتباط یک‌سویه توانسته در سازمان مورد مطالعه پیاده شود و ارتباطات تعاملی و یکپارچه هنوز در سطح برنامه و اسناد است. همچنین از نظر سطح ارتباطات بیشتر بر فرآیندها و ارتباطات سازمان به مردم و بیمه شدگان (G2C) و سازمان به مراکز ارائه‌دهنده خدمت (G2B) تاکید شده است. با توجه به آنکه استقرار دولت الکترونیک در بیمه سلامت استان کرمان به دلیل نقص در زیرساخت‌ها و فناوری‌ها، عوامل مدیریت و رهبری فقط در سطح فرآیندهای خاص محدود شده، بنابراین به صورت فراگیر کلیه امور مربوط به دولت الکترونیک را در بر نگرفته است. نتایج نشان داد که سازمان بیمه سلامت نیازمند داشتن تیم مدیریت تغییر است تا بتواند بر اساس مدل مدیریت تغییر و استقرار برنامه، تمامی مولفه‌های موثر اعم از عوامل پنهان و آشکار، زیربنایی و روبنایی را به‌صورت هماهنگ و یکپارچه هدایت و رهبری کند. همچنین ضرورت دارد تا سامانه مدیریت یکپارچه پروژه‌های مربوط به ساماندهی و استقرار برنامه دولت الکترونیک راه‌اندازی شود. علاوه بر آن، برنامه جامع دولت الکترونیکی در بخش بیمه سلامت تهیه شده و تمامی مولفه‌های اساسی از جمله: زمان‌بندی پروژه‌ها، منابع، تجهیزات، ابزارها، فناوری، و نیروی انسانی لازم را در نظر بگیرد. آموزش نیروی انسانی برای آشنایی با فناوری، فرایندها و نیز الزام‌های برنامه به صورت دوره‌ای برگزار شود و هماهنگی لازم برای ایجاد گفتمان و درک واحد از دولت الکترونیک در سطوح مختلف سازمان و نیز ارتباط با کاربران انجام شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل‌کلیدی ارتقای توانمندی فناورانه امنیت سایبری در زیرساخت‌های حیاتی</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_247056.html</link>
      <description>پیشرفت سریع فناوری اطلاعات و ارتباطات، سبب شده تا شرکت‌های خدمات‌دهنده بعنوان یک زیرساخت حیاتی با شیوع، شدت و پیچیدگی فزاینده‌ای از حملات سایبری روبرو گردند که به تمرکز بیشتری بر امنیت سایبری نیاز دارد. از اینرو، پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد کیفی چند روشی (تحلیل مضمون و دلفی فازی) مضامین کلیدی برای ارتقای توانمندی فناورانه امنیت سایبری استخراج و دسته‌بندی و تفسیر نموده است. براین اساس، نخست با مطالعه و تحلیل ادبیات توانمندی فناوری اطلاعات و مصاحبه‌های تخصصی نیمه‌ساختاریافته‌‌ با 10 نفر از مدیران و متخصصان صنعتی و دانشگاهی و استفاده از رویکرد تحلیل مضمون، توانمندی‌های فناورانه در حوزه امنیت سایبری را در 5 مضمون سازمان‌دهنده و 36 مضمون پایه شناسایی و دسته‌بندی نموده است. سپس، پرسشنامه دلفی فازی در بین 25 نفر از خبرگان توزیع و اهمیت هر یک از معیارها تعیین گردید. به دلیل تکراری بودن یا ادغام با سایر عامل‌ها، 9 عامل از مجموعه عامل‌های کلیدی توانمندی فناورانه امنیت سایبری غربال گردیدند و درنهایت، 27 مضمون پایه یا عامل کلیدی تایید شدند. نتایج نشان دادند که توانمندی فناورانه امنیت سایبری از 5 مضمون سازمان‌دهنده شامل توانمندی منابع‌انسانی با 4 مضمون پایه، توانمندی فرایندهای سازمانی با 3 مضمون پایه، توانمندی فنی و زیرساختی امنیتی با 9 مضمون پایه، توانمندی راهبردی و مدیریتی با 6 مضمون پایه، توانمندی امنیت ذی‌نفعان کلیدی با 5 مضمون پایه تشکیل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دولت چرا و چگونه باید از نشر پشتیبانی کند؟ پیمایش دیدگاه کنشگران ایرانی</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_247064.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف اعتبارسنجی کمی و تعمیم مدل پارادایمی حمایت‌های دولتی از صنعت نشر کتاب در ایران، تبیین گویه‌ها و مؤلفه‌های سازنده آن و اولویت‌بندی راهبردها و پیامدهای ناشی از توسعه‌نیافتگی این صنعت از دیدگاه ذینفعان انجام شده است .پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، یک پیمایش توصیفی-تحلیلی مقطعی است. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه محقق‌ساخته مشتمل بر ۷۲ گویه بر مبنای مدل کیفی نظریه زمینه‌ای قبلی بود. روایی صوری و محتوایی ابزار توسط پنل ارزیابی خبرگان (۷ نفر) تأیید شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ۰.۸۸۶ محاسبه و مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ذینفعان کلیدی صنعت نشر ایران (ناشران، سیاست‌گذاران، نویسندگان، موزعین و کتابفروشان) بود که نمونه‌ای جامع به تعداد ۳۶۸ نفر از آنان به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون‌های رگرسیون چندگانه در نرم‌افزار اس.پی.اس.اس. صورت پذیرفت. تحلیل عاملی اکتشافی منجر به شناسایی ۱۷ مؤلفه زیرمجموعه ابعاد پنج‌گانه مدل پارادایمی شد که در مجموع ۹۷.۱۴٪ از واریانس کل داده‌ها را تبیین کردند. شاخص‌های برازش تحلیل عاملی تأییدی، برازش عالی مدل کلی پژوهش را تأیید کردند (۲۴۰۳.۵۶ = کای‌اسکوئر، ۲۳۴۸ = درجه آزادی، ۰.۲۱ = P-value و ۰.۰۰۸۰ = RMSEA). نتایج آزمون فرضیات ساختاری نشان داد که ۳۸ فرضیه از ۴۲ فرضیه مستقیم و ۶۴ فرضیه از ۸۴ فرضیه میانجی در سطح خطای ۵ درصد از نظر آماری معنادار و تأیید شدند. عوامل اقتصادی و زیرساختی پیشران اصلی راهبردهای مالی، فناوری و مدیریتی هستند، اما رابطه مستقیم آن‌ها با راهبردهای بین‌المللی رد شد (0.144P =). همچنین مشخص شد راهبردهای فرهنگی و ترویجی تأثیر معناداری بر پیامدهای اقتصادی ندارند (0.083P =). مدل ساختاری پژوهش از اعتبار و قدرت پیش‌بینی بالایی برخوردار است. حمایت‌های تک‌بعدی یا تمرکز صرف بر اقدامات ترویجی بدون حل زیرساخت‌های اقتصادی و مدیریتی، نمی‌تواند به پایداری زنجیره ارزش نشر منجر شود. راهبردهای فناوری و سازمانی کلید اصلی تحقق پیامدهای مثبت اقتصادی و فرهنگی در صنعت نشر ایران هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>علوم انسانی دیجیتال در آستانه بلوغ جهانی: تحلیل علم‌سنجی و فراترکیب مضامین مفهومی با تأکید بر دلالت‌های سیاستگذارانه برای ایران</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_247066.html</link>
      <description>با گسترش فناوری‌های دیجیتال، حوزه علوم انسانی دیجیتال به‌عنوان یکی از میان‌رشته‌ای‌ترین حوزه‌های معاصر، طی دو دهه گذشته به‌سرعت توسعه یافته و به یکی از فضاهای نوآور برای بازتعریف مأموریت علوم انسانی در عصر داده بدل شده است. هدف این مطالعه، ترسیم نقشه علمی و تحلیل روندهای حوزه علوم انسانی دیجیتال در سطح جهانی و پیشنهاد دلالت‌های سیاستی برای ایران است.  برای دستیابی به این هدف، از رویکرد آمیخته کمی‌-‌کیفی استفاده شد. در ابتدا با روش علم‌سنجی و تحلیل هم‌واژگانی، ۴۴۷۹ سند علمی نمایه‌شده در پایگاه  وب‌او‌ساینس در بازه زمانی ۱۹۹۸ تا ۲۰۲۵ مورد تحلیل قرار گرفت. داده‌ها با نرم‌افزارهای اکسل و وس‌ویوئر پردازش شدند. در گام دوم، برای تعمیق درک معنایی از خوشه‌های حاصل، چکیده‌های مقالات منتخب هر خوشه (مجموعاً ۱۶۰ مورد) با روش تحلیل مضمون در نرم‌افزار مکس‌کیو‌دا نسخه 2022 و بر پایه مراحل شش‌گانه برون و کلارک(2026) کدگذاری و سپس فراترکیب شدند. نتایج نشان داد که حوزه علوم انسانی دیجیتال از مرحله زیرساختی و دسترسی باز، به سوی سطوح پیچیده‌تری از حکمرانی داده، سواد دیجیتال، مدل‌سازی معنایی و استفاده از هوش مصنوعی در تفسیر فرهنگی پیشرفت کرده است. همچنین، هشت خوشه مفهومی عمده از جمله: زیرساخت، مدیریت و دسترسی دیجیتال/  جغرافیا، فضا و رسانه‌های دیجیتال/ میراث فرهنگی و مدیریت داده‌های دیجیتال/  تحلیل‌های کمی و زبان‌شناسی محاسباتی/  مطالعات ادبی و فرهنگی دیجیتال/  هوش مصنوعی و تحلیل اسناد تاریخی/  تجسم داده و تعامل انسان و رایانه/  علوم انسانی دیجیتال کلاسیک و متون کهن،  در این حوزه شناسایی شدند. این خوشه‌ها گذار حوزه از دیجیتالی‌سازی صرف به سوی تولید دانش و تفسیرهای پیچیده را نشان می‌دهند.  فراترکیب مضامین هشت خوشه، پنج سطح تحول را آشکار ساخت: (۱) شکل‌گیری زیرساخت و منابع، (۲) گسترش سواد و آموزش دیجیتال، (۳) محاسبه و تحلیل معنایی داده‌های فرهنگی، (۴) نوآوری مبتنی بر هوش مصنوعی، و (۵) یکپارچگی و حکمرانی داده در علوم انسانی دیجیتال. این مطالعه با شناسایی روندهای جهانی و خوشه‌های نوظهور، تصویری جامع از پویایی، بلوغ و ابعاد سیاست‌پژوهانه علوم انسانی دیجیتال در گفتمان جهانی ارائه کرد و در انتها پیشنهادهایی برای جهت‌گیری‌های سیاست‌گذارانه در ایران ارائه داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه موضوع به منظور سازماندهی منابع اطلاعاتی در پایگاه‌های داده</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_247067.html</link>
      <description>هدف پژوهش شناخت بررسی وضعیت فیلد موضوع در پایگاه‌های اطلاعاتی است. در این مطالعه، روش‌های بهره‌گیری از فیلد موضوع تحلیل و ارزیابی شده و دلایل اصلی برای استفاده از آن و نیز کاربرد و عملکرد موضوع در حوزه فعالیت ساماندهی اطلاعات بررسی شده است. روش پژوهش، مطالعه تطبیقی در کاربرد فیلدهای مرتبط با موضوع است. جامعه آماری شامل 10 پایگاه اطلاعاتی فارسی و 12 پایگاه اطلاعاتی خارجی است که از بالاترین اهمیت در میان کاربران و نهادهای علمی برخوردارند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کاوش اطلاعات در وبگاه‌های اطلاعاتی مبتنی بر انواع فیلدهای مختلف بوده که از عنوان، نویسنده، نوع مدرک، شابک، شاپا، دی او آی، نام مجله، نوع مجله، نوع مقاله، و برخی از فیلدهای دیگر بهره گرفته‌اند. هر پایگاه متناسب با نوع اطلاعات موجود خود و نیز نیاز کاربران و فعالیت تخصصی از فیلدهای متعددی استفاده کرده است. در کنار این فیلدها، استفاده از فیلد موضوع در 90 درصد پایگاه‌های ایرانی به روش‌های مختلف بهره گرفته شده است. همچنین در میان پایگاه‌های خارجی 100 درصد از آنها از فیلد موضوع و شیوه‌های گوناگون ارائه آن استفاده کرده‌اند. پایگاه‌های اطلاعاتی در بیشتر موارد در کنار فیلد موضوع و یا در برخی موارد به عنوان جانشین موضوع از فیلد کلیدواژه برای پشتیبانی موضوعی استفاده کرده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که نیاز کاربران، اهداف سازمانی و نوع خدمات اطلاعاتی نیاز به فیلد موضوع را تایید می‌کند. بهره‌گیری از ابزارهای استاندارد در اعتبار بخشی به موضوع نقش مهمی دارد. طبقه‌بندی‌های موضوعی در قالب سلسله‌مراتبی، استنادی، خوشه‌بندی، استانداردهای نمایه‌سازی و کاربرد هوش مصنوعی در تنظیم و سازماندهی موضوعی نقش مهمی برعهده دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی یک مدل مبتنی بر یادگیری عمیق برای طبقه‌بندی بیماری آلزایمر</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_247108.html</link>
      <description>بیماری آلزایمر به عنوان شایع‌ترین علت زوال عقل، یک بحران رو به رشد در بهداشت جهانی است. تشخیص دقیق و به‌موقع این بیماری، به‌ویژه در مراحل اولیه، نقشی حیاتی در مدیریت علائم و بهبود کیفیت زندگی بیماران دارد. در سال‌های اخیر، الگوریتم‌های یادگیری ماشین، یادگیری عمیق و به‌طور خاص شبکه‌های عصبی پیچشی، پتانسیل بالایی برای تحلیل خودکار تصاویر عصبی با دقت بالا از خود نشان داده‌اند. با این حال، اعتبار بسیاری از مطالعات پیشین به دلیل خطای نشت داده  مورد تردید قرار می‌گیرد. این پژوهش با هدف غلبه بر این چالش، یک چارچوب یادگیری عمیق معتبر و کارآمد برای طبقه‌بندی گروه بیماری آلزایمر از افراد سالم با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی ساختاری از مجموعه داده طرح تصویربرداری عصبی بیماری آلزایمر ارائه می‌کند. نوآوری اصلی این تحقیق در طراحی یک معماری اختصاصی است. این معماری به جای استفاده از مدل‌های از پیش‌آموزش‌دیده، از پایه طراحی شده است که با استفاده از کانولوشن‌های جداپذیر عمقی، توازنی بهینه بین کارایی محاسباتی و قدرت استخراج ویژگی برقرار می‌کند. برای اعتبار نتایج، این پژوهش از بروز هرگونه نشت اطلاعات جلوگیری کرده است. ارزیابی مدل نهایی بر روی مجموعه داده آزمون، عملکرد بسیار خوبی را از خود نشان داد و به دقت 95.12٪ و سطح زیر منحنی مشخصه عملکرد گیرنده معادل ۰.94 دست یافت. این نتایج نشان می‌دهد که یک معماری هدفمند و روش‌شناسی معتبر می‌تواند به ابزاری قابل اطمینان برای کمک به تشخیص زودهنگام بیماری آلزایمر تبدیل شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین روابط علّی بلوغ حکمرانی فناوری اطلاعات و شتاب تحول دیجیتال در بنگاه‌های کوچک و متوسط</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_247685.html</link>
      <description>شتاب تحول دیجیتال در بنگاه‌های کوچک و متوسط نیازمند درک دقیق روابط علّی میان سازوکارهای حکمرانی فناوری اطلاعات و نتایج دیجیتال سازمانی است. این پژوهش با رویکرد کمی و با هدف ارزیابی روابط علّی میان بلوغ حکمرانی فناوری اطلاعات و شتاب تحول دیجیتال در بنگاه‌های کوچک و متوسط انجام شده است. در این راستا، با مرور نظام‌مند ادبیات و تحلیل تطبیقی چارچوب‌های معتبر بین‌المللی شامل COBIT 5، ITIL 4 و ISO/IEC 38500، مدل مفهومی پژوهش تدوین شد. داده‌ها از طریق پیمایش میدانی در میان بنگاه‌های کوچک و متوسط مستقر در شهرک‌های صنعتی تهران گردآوری و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. به‌منظور ارزیابی کیفیت ابزار اندازه‌گیری، شاخص‌های روایی همگرا و واگرا و ضرایب پایایی محاسبه شد که نتایج، کفایت سنجش سازه‌ها را تأیید می‌کرد. یافته‌های مدل ساختاری نشان داد بلوغ حکمرانی فناوری اطلاعات اثر معناداری بر شتاب تحول دیجیتال داشته و سهم قابل توجهی از واریانس متغیر وابسته را تبیین می‌کند. همچنین نتایج آزمون برازش مدل، بیانگر انطباق مناسب داده‌ها با مدل مفهومی پژوهش است؛ به‌گونه‌ای که مقدار RMSEA کمتر از 0.05، شاخص GFI بالاتر از 0.9 و نسبت &amp;amp;chi;&amp;amp;sup2;/df کمتر از 3 در محدوده قابل قبول قرار دارند. نتایج این پژوهش شواهد تجربی معتبری درباره نقش حکمرانی فناوری اطلاعات در تسریع تحول دیجیتال بنگاه‌های کوچک و متوسط فراهم کرده و می‌تواند مبنایی برای تصمیم‌گیری مدیریتی و سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرهنگ داده‌محور در سازمان‌ها: مرور نظام‌مند و تحلیل مفهومی</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_248496.html</link>
      <description>امروزه استفاده از داده در سازمان‌ها نوعی ضرورت محسوب می‌گردد. با رشد فزاینده داده‌ها در عصر داده و تحول دیجیتال، لزوم همسو شدن فرهنگی در سازمان‌ها بیش‌ازپیش نقش کلیدی ایفا می‌کند. داده‌محوری موجب افزایش عقلانیت و دیدگاه علمی در تصمیم‌های سازمانی می‌گردد. این پژوهش با هدف شناسایی و معرفی مؤلفه‌های فرهنگ داده‌محور در سازمان انجام شده است. برای دستیابی به هدف پژوهش از فرایند &amp;amp;laquo;کیچهام&amp;amp;raquo; و برای گزارش‌دهی مرور نظام‌مند از &amp;amp;laquo;پریزما&amp;amp;raquo; استفاده شد. در ابتدا 654 سند علمی با موضوع فرهنگ داده‌محور در پایگاه‌های اطلاعاتی شناسایی شدند و پس از حذف آثار تکراری، 334 سند علمی باقی ماندند. سپس عنوان و چکیدة مقاله‌ها بررسی و مقاله‌هایی که با هدف پژوهش یعنی شناسایی مؤلفه‌های فرهنگ داده‌محور در سازمان مرتبط نبودند، حذف شدند. در مرحله بعد، تمام متن اثرهای انتخاب شده، مطالعه شدند. برای کاهش سوگیری، دو پژوهشگر، به صورت جداگانه کیفیت مقاله‌ها را ارزیابی کردند و بدین ترتیب مقاله‌هایی که کیفیت ضعیفی داشتند، حذف شدند. همچنین مقاله‌های منتخب، از مجله‌های &amp;amp;laquo;کیو وان&amp;amp;raquo; برگزیده شدند و با استفاده از چارچوب &amp;amp;laquo;کاسپ&amp;amp;raquo; (2023) مورد ارزیابی قرار گرفتند تا از روایی نظری مقاله‌های علمی مرور شده اطمینان حاصل شود. در نهایت، 30 مقاله از پایگاه‌های اطلاعاتی انتخاب شدند. مرور مقاله‌های گردآوری شده نشان داد که فرهنگ داده‌محور مفهومی پویا و چندلایه‌ای است که از تعامل پویایی ارزش‌ها و باورهای داده‌محور با زیرساخت‌ها و نمادهای داده‌محور در بستر سازمانی معنی‌دار می‌شود. باورها و ارزش‌ها و نمادهای داده‌محور نظیر تصمیم‌گیری داده‌محور، ارزش‌ شفافیت، پاسخگویی مبتنی بر داده ، و رهبری داده‌محور را می‌توان از مهم‌ترین عناصر شناسایی شده در سازه فرهنگ داده‌محور دانست. بر اساس بررسی پژوهش‌های صورت گرفته در حوزه فرهنگ داده محور، تاکنون پژوهشی در جهان به بررسی عمیق این سازه نپرداخته است. در نتیجه پژوهش حاضر برای نخستین بار به مفهوم‌سازی فرهنگ داده محور در سازمان‌ها با استفاده از مدل فرهنگ پویایی‌های سازمانی &amp;amp;laquo;هچ&amp;amp;raquo;، به دلیل تناسب این سازه با مفهوم پویای‌های فرهنگ سازمانی در مدل &amp;amp;laquo;هچ&amp;amp;raquo; پرداخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی پدیده بانکداری اجتماعی رسانه‌محور: یک مطالعه کیفی</title>
      <link>https://www.aimj.ir/article_245460.html</link>
      <description>چکیده: رسانه‌های اجتماعی، به دلیل ماهیتی که دارند، می‌توانند استقرار بانکداری اجتماعی را تسهیل کنند، چراکه زمینة تعامل گستردة اجتماعی را فراهم می‌سازند که یکی از الزامات این استقرار است. هدف این پژوهش، تبیین پیوند بانکداری اجتماعی و رسانه‌های اجتماعی، و به این ترتیب، واکاوی پدیده‌ای به نام بانکداری اجتماعی رسانه‌محور است. برای دستیابی به این هدف، با روش نظریة داده‌بنیاد و مصاحبه با 16 نفر از خبرگان حوزه‌های بانکی، مدیریت، رسانه، فناوری اطلاعات و جامعه‌شناسی که دارای دانش نظری و تجربه عملی در زمینه بانکداری و تحول دیجیتال در ایران بودند، انجام شد. بر اساس مصاحبه‌های انجام شده با خبرگان، مفهوم محوری در بانکداری اجتماعی رسانه‌محور گذار از تراکنش‌محوری به تعاملات اجتماعی است که نشان‌دهنده یک تغییر پارادایم بنیادین در ماهیت روابط بانکی بر بستر رسانه‌های تعاملی است. این پدیده بیانگر آن است که بانکداری از یک پوسته سخت و بوروکراتیک خارج شده و به یک موجودیت زنده و اجتماعی تبدیل می‌گردد که در تار و پود زندگی روزمره مردم جریان دارد. نتیجه آنکه موفقیت بانکداری اجتماعی در ایران، در گرو توازن میان ارزش‌های اصیل و قابلیت‌های نوین رسانه‌های اجتماعی است. اگرچه موانع ساختاری، قانونی و مهارتی جدی هستند، اما فشار تحول دیجیتال و مطالبات نسل جدید، بانک‌ها را در مسیری بازگشت‌ناپذیر قرار داده است. یافته‌های این پژوهش می‌توانند به سیاست‌گذاران و صنعت‌گران صنعت بانکداری ایران کمک کنند تا با تمهیدات بهتری به استقرار بانکداری اجتماعی بپردازند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
